شيخ ذبيح الله محلاتى
183
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
اللّه فرمود حبيبم جبرئيل مرا خبر داده است كه چون فاطمه را در قبر گذارند دو ملك از او سؤال بنمايند كه پروردگار تو كيست گويد اللّه ربى از او بپرسند نبي تو كيست بگويد پدر بزرگوارم گويند ولى تو كيست گويد اين مرد كه بر كنار قبر من ايستاده است يعنى على بن طالب عليه السّلام باز رسول خدا فرمود مىخواهيد و دوست داريد زايد بر اين شما را از فضل فاطمه آگهى دهم عرض كردند بلى يا رسول اللّه آن حضرت فرمود همانا خداى متعال موكل كرده است جماعتى از ملائكه را بر فاطمه كه او را از امام و وراء و يمين و شمال او را حفظ مىنمايند و با او هستند در حال حيوة تا او را مرك فرارسد و بر او پدر و شوهر و دو فرزند او صلوات بسيار بفرستند بالجمله عمار ياسر أن عقد را كه اعرابى خريده بود با مشك خوشبو گردانيد در برد يمانى محفوف داشت و او را غلامي بود سهم نام كه از فىء خيبر خريده بود او را طلبيد و گردنبند را به او سپرد و گفت اين جمله را به رسول خدا تسليم كن و ترا هم به دو بخشيدم سهم بنزد فاطمه آمد عقد را تسليم كرد فاطمه عقد را بگرفت و سهم را آزاد كرد سهم بخنديد فاطمه سبب خنده را پرسيد عرض كرد يا بنت رسول اللّه بركت اين گردنبند مرا بخنده آورد كه گرسنهاى را سير كرد برهنهاى را پوشانيد فقيرى را غنى كرد پيادهاى را سوار نمود بندهاى را آزاد كرد عاقبت هم به صاحب خود برگشت ( اثر طبع جوهرى ) دخت پيغمبر خديو كشور لو لاك * زوجهء حيدر على عالى اعلا ميوهء قلب نبي بتول مطهر * مام شبير و شبر انسيهء حوراء هركه بدل كشت بذر مهر تو امروز * حاصلش او بدرود به نشائه فردا هركه ندارد درون ز مهر مزين * روز جزا سرشكسته گردد رسوا فكرت دانا كجا رسد بمديحت * ذره نبتوان به وصف مهر توانا